| X | ||
|
|
|
|
|
جغرافیای طبیعی استان مازندران
جغرافیای طبیعی استان سرسبز و تاریخی مازندران در شمال ایران بین 47 دقیقه و 35درجه تا 35 دقیقه و 36 درجهعرض شمالی و34دقیقه و 50 درجه تا 10 دقیقه و 54 درجه طول شرقی قرار دارد جغرافیای طبیعی استان مازندران جغرافیای طبیعی استان سرسبز و تاریخی مازندران در شمال ایران بین 47 دقیقه و 35درجه تا 35 دقیقه و 36 درجهعرض شمالی و34دقیقه و 50 درجه تا 10 دقیقه و 54 درجه طول شرقی قرار دارد . وسعت آن حدود 24091/3کیلومتر مربع یعنی تقریبا 1/64 درصد از مساحت کشور است . این استان از شمال به دریای مازندران ، از شرق به استان گلستان از جنوب به استانهای سمنان ، تهران و قزوین و از غرب به استان گیلان محدود می شود. مازندران از لحاظ طبیعی (ناهمواری ها) به دو منطقه جلگه ای و کوهستانی تقسیم می شود . ناحیه کوهستانی، متشکل از رشته کوه البرز در جنوب که به صورت دیواری مرتفع تقریبا موازی با کرانه های جنوبی دریایی مازندران این استان را از فلات مرکزی ایران جدا می سازد . قسمتهای ازین ناحیه با ارتفاع بیش از 2500 متر ، معمولا نیمی از سال پوشیده از برف است . رشته کوههای البرز ، نتیجه کوهزایی آلپی دوران سوم زمین شناسی(تریشاری) است و فرسایش اواخر این دوران و دوران چهارم زمین شناسی ، عوارض گسترده ای در آن به وجود آورده است . مهم ترین قله های البرز عبارت است از : دماوند (5671متر) ، کائون (4050) ، علم کوه (4850متر) ، پیت غاز (4000متر) ، ده پشت (3550متر) و . . . ناحیه جلگه ای با حداکثر ارتفاع صد متر شامل سرزمینهای تقریبا مسطح با عرض متغییر است که در حد فاصل خط ساحلی دریای مازندران و کوهپایه های شمالی البرز قرار دارد . بیشتر شهر ها و آبادی ها ی استان مازندران در این ناحیه قرار دارد . طول ناحیه جلگه ای (غربی _ شرقی) حدود 320 کیلومتر و عرض آن در غرب (رامسر) 2 کیلومتر و مرکز ( قائمشهر ) 40 کیلومتر است . آب و هوایی مازندران با توجه به خصوصیات دما و بارش ، به دو نوع معتدل و مر طوب (معروف به معتدل خزری ) وکوهستانی (معتدل و سرد) تقسیم می شود . امتدا کوههای البرز در جنوب ، نزدیکی به دریا و پوشش گیاهی از دلایل اصلی تعدیل آب و هوایی استان است . استان مازندران تحت تاثیر چهار جریان عمده هوایی قرار دارد که عبارتند از : 1- جریان مدیترانه ای : این جریان از پاییز تا اواسط بهار بوده و بخش وسیعی از نواحی غربی و شمال ایران را تحت تاثیر قرار می دهد . 2- جریان پر فشار سیبری : موسم وزش این جریان پر فشار از اواخر پاییز تا اولیل بهار بوده که از فراز سیبری به سمت جنوب و غرب در حرکت است. 3- جریانهای اسکاندیناوی : این جریان در قسمت شمال اقیانوس اطلس تشکیل شده و در مواقع مختلف سال به سواحل مازندران می رسد. 4- جریانهای محلی : در نتیجه اختلاف فیزیکی هوای دریا و خشکی جریان های محلی هوا در مازندران به وجود می آید . بدین ترتیب در فصل تابستان گرما ی هوای ساحل تعدیل می شود . مازندران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و شرایط مناسب آب و هوا یی و جنس خاک ، از پوشش گیاهی متنوعی برخوردار است که شامل درختان جنگلی ، درختچه ها ، بوته ها ، مراتع چرای دام وگیاهان خودرو می شود . جنگل های وسیع و متراکم مازندران یکی از انبوه ترین و با ارزش ترین جنگل های ایران است . به طور کلی بیشتر جنگل های مازندران درختان پهن برگ است که تا ارتفاع تقریبا 1800 متری گسترش دارند بعد از آن تا ارتفاع 2500 متری در ختان سوزنی برگ می شوند ارتفاعات بالا تر از آن ، پوشش گیاهی به چمن زار تبدیل می شود که در بهار و تابستان سبز می شود . زندگی جانوری مازندران به توجه به آب و هوا ، مجاورت دریا و کوه ، تنوع پوشش گیاهی متنوع است . از جانوران پلنگ ، گربه وحشی ، ببر (البته نسلش از بین رفته) ، شغال ، گرگ ، خرس، خر گوش، آهو ، بز کوهی ، روباه ، میش و . . . از پرندگان ، شاهین ، اردک ، قو ، کبک ، قمری ، جغد ، کرکس ، حواصیل ، کلاغ ، و . . . از خزندگان ، انواع مار ،لاک پشت و. . . در استان یافت می شود . در آبگیر های رود خانه های استان انواع ماهی استخوانی و غضروفی مانند ، ماهی سفید ، سوف ، ماش ،کپور ، اورنج ، ماهیان خاویاری ، قزل آلاو . . . وجود دارد . مازندران دارای رودها ی زیادی با جهت شمالی - جنوبی است که بیشتر آنها دایمی اند . سر چشمه همه رود های مازندران رشته کوه البرز است که پس از طی مسافت نسبتا کوتاه به دریای مازندران می ریزند . مهم ترین رودهای استان عبارتند از : هراز ، تجن ، چالوس ، تالار ، بابل یا بابلرود ، صفا رود ، چالک رود ، نمک آبرود ، شیرود ، نشتارود ، سیاهرود ، سر آب رود و کجرود . . . . افزون بر آب های سطحی ، استان دارای منابع سر شار آب های زیر زمینی است که عمدتا به وسیله چاههای عمیق و نیمه عمیق و چشمه ها مورد بهره برداری قرار میگیرد . معروفترین چشمه ها عبارتند از :چشمه سما ((ولشت)) مرزن آباد هفت خال آمل و چشمه های آب معدنی آبعلی (در کنار جاده هراز) ، آب اسک ، سادات محله رامسر و لاریجان ، قرمرض (جنوب نکا) نیدشت (در راه رامسر به روستای جواهر ده) ، سیاه چشمه (در لپا سر رامسر) و. . . . جغرافیای انسانی و تاریخی استان مازندران با توجه به پژوهش های باستان شناسی در دوغار ((کمر بند)) و ((هوتو)) در بهشهر سابقه سکونت در استان مازندران به هفتاد و پنج هزار سال می رسد . البته به دلیل عدم بررسی منظم و مستمر باستان شناسی ، تاریخ زندگی انسان و سیر تدریجی تمدن در مازندران که به دوران علف خوارگی و پیش از عصر یخبندان مر بوط می شود ، به طور دقیق مشخص نشده است. با این حال تا سال 1320 هجری شمسی ، از تعداد ساکنان مازندران اطلاع دقیق و آمار رسمی نداریم . طبق نخستین آمار رسمی سال 320 ه . ش ، مازندران450/000 نفر ( با تراکم40 نفر در هر کیلومتر مربع ) جمعیت داشت . براساس نتایج سر شماری سال 1385 ش ، جمعیت استان ،2/898/759 نفر (1/457/215مرد ،1/441/544زن ) است. اقتصاد استان مبتنی بر سه بخش کشاورزی ، صنعت و خدمات است .استان یکی از قطب های اصلی کشاورزی ایران (زراعت ، جنگل داری ، باغداری ، دامداری و شیلات) است و 36/5% مردم در زمینه کشاورزی ، شکار و . . . فعالیت می کنند . محصولات عمده استان عبارتند از : برنج ، گندم ، الیاف ، توتون ، پنبه ،کنف ، سویا ، جو ، کلزا ، چای ، آفتابگردان ، نیشکر ، ابریشم ، علوفه های دامی و . . . محصولات باغی استان ، پرتقال ، انار ، کیوی ، نارنج ، نارنگی ، لیمو و . . . است. دامداری استان نیز شامل پرورش گاو و گوسفند به ویژه گوسفند زل، گاو میش ، بز ، اسب ، پرورش طیورخانگی و . . . است. چند گارگاه صنایع دستی در استان (خدماتی - آموزشی مشغول فعالیت هستند. مهمترین صنایع دستی ، گلیم بافی ، قالی بافی، مصنوعات چوبی ، تولیدات پشمی ، پارچه بافی ، سوزن دوزی ، سفالگری و سرامیک ، نمد مالی و . . . است. مردم مازندران به زبان مازندرانی( تبری) و نیز زبان فارسی تکلم می کنند .زبان مازندرانی باز مانده زبان ایرانیان قدیم (پارسی میانه)است و تقریبا با تفاوتهایی در لهجه در تمامی نواحی استان متداول است. در غرب مازندران زبان تبری با زبان گیلکی آمیختگی پیدا کرده است . درباره وجه تسمیه مازندران و طبرستان اتفاق نظر وجود ندارد . استان مازندران کنونی بخش کوچکی از سرزمین پهناوری بود که مورخان و جغرافی نویسان آن را با نام های پشتخوارگر ، فرشواد گر و پذشخوارگر یاد کرده اند .ابن اسفندیار مولف کتاب تاریخ طبرستان ، حد آنرا در آذر بایجان ، سر ، طبرستان ، گیل دیلم ، ری ، قومش ، دامغان و گرگان می داند . ازین نام در منابع متعدد دوره هخامنشی ، اشکانی، ساسانی ودوره اسلامی سخن گفته شده است . با این تفاوت که به مرور زمان کم کم از سمت غرب(گیلان) و شرق (گرگان یا جرجان) ازین محدوده وسیع جغرافیای جدا می شود و نواحی باقی مانده در میان آنها نام رویان ، مازندران و طبرستان می گیرد. برخی مورخان اسلامی ، طبرستان را بر گرفته از طبر(یا تبر)+ ستان(پسوند مکان) دانسته اند به نوشته آنها ، چون مردم طبرستان از تبر برای شکستن هیزم استفاده می کردند محل سکونت آنها به طبرستان (تبرستان ) معروف شد . سید ظهیر الدین مرعشی ، طبر را به زبان طبری ،کوه می داند. به نظر می رسد که طبرستان از نام تپور اخذ شده است . تپور ها قومی بودند که همراه آمارد ها (مارد ، مردها) قبل از ورود آریایی ها در این استان زندگی می کردند . از اینرو طبرستان یا تپورستان در آغاز به سرزمین ویژه تپور ها گفته می شد . این نام به مرور زمان به گونه تپر و تبر ، در دوره اسلامی به گونه طبر در آمد. در باره ریشه واژه مازندران و نیز تاریخ پیدایش و دگر گونی آن اختلاف نظر وجود دارد . سید ظهیر الدین مرعشی مانند ابن اسفندیار معتقد است مازندران به سبب واقع شدن در داخل کوه موز و به قولی ، واقع شدن در دیوار ی که مازیار را از جاجرم تا جیلان (گرگان تا گیلان) کشیده مازاندرون یعنی سرزمین واقع در آن ، می نامند . به نظر می رسدکه از آغاز سده هفتم هجری قمری و در روزگار تاخت و تاز مغولان کم کم نام مازندران جانشین نام کهن تر طبرستان شد و تا امروز پایدار و باقی مانده است. تاریخ مازندران با فراز و فرود های زیادی همراه بود . متاسفانه در باره اوضاع تاریخی مازندران پیش از اسلام اطلاع کمی داریم ،کناره دریای مازندران در زمان هخامنشیان ، ایالت (ساتراپ) پانزدهم و به روایتی ایالت یازدهم بود. اسکندر مقدونی در تصرف مازندران با مشکلات زیادی مواجه شد و تلفات بسیاری داد . در روزگار فرهاد اول (اشک پنجم) آماردها دو باره شورش کردند ولی او شورش را به شدت سر کوب کرد و تیره آماردها (مردها) در تاریخ مازندران نامی شنیده نشد و به دنبال آنها طبری ها در طبرستان ماندگار شدند . اردشیر ساسانی ، گشنسب شاه موروثی طبرستان و سرزمین های مجاور را در سمت خود ابقاء کرد . در سالهای اولیه ورود مسلمانان ، پیشرفت آنها در مازندران به دلائلی در مازندران بسیار کند بود و فقط در جلگه ها توانستند پیروزی هایی به دست آورند و مناطق کوهستانی همچنان در دست حاکمان محلی بود . مازندران به دلیل موانع طبیعی و صعب العبور بودن و وجود کوه و جنگل نیز دور بودن از مرکز خلافت خلفای فاجر اموی و عباسی ، مورد توجه علویان قرار گرفت .با قیام حسن بن زید داعی کبیر در روز پنج شنبه 27 رمضان 250 ، در کلار و چالوس و پیوستن مردم طبرستان به او ، تاریخ این سرزمین وارد مر حله جدیدی شد . حکومت سیاسی - مذهبی علویان زیدی مذهب ، در طبرستان موجب هموار شدن را ه نفوذ قطعی اسلام در این سرزمین شد و مشکلی که خلفای بنی امیه و بنی عباسی نتوانستند حل کنن ،آنها به انجام رساندند. از دیگر سلسله های شیعی مازندران ، سلسله سادات مرعشی است که به وسیله میر قوام الدین مرعشی و با قیام علیه کیا افراسیاب چلاپی در شهر آمل صورت گرفت. حکومت مرعشیان از سال 760 در مازندران آغاز شد و با شکست سید کمال الدین مرعشی از امیر تیمور گور کانی در سال 795 .ق به پایان رسید . حکومت سادات مرعشی در مازندران بر مبنای ترویج مذهب شیعه اثنی عشری و مبارزه علیه ظلم و جور موجود جامعه و نجات فقرا و ضعفا و ایجاد قسط اسلامی در جامعه بود . مازندران از آغاز تا زمان صفویه به صورت حکومت های ملوک الطوایفی اداره می شد تمام حاکمان محلی سلسله ها نظیر، گشنسب ، زرمهر ، گیل گاو باره ، دابویه، غار نوندی ، باوندیان، باوندیان کینخواریه و . . . خود را مستقل از حکومت مرکزی ایران می دانستند. این شیوه حکومتی تا زمان شاه عباس اول صفوی ادامه داشت تا این که شاه عباس که از طرف مادرش فخر النسا بیگم به خاندان مرعشی مازندران می رسید توجه خاصی به این سرزمین کرد. با مرگ میر سلطان مرادخان مرعشی به علت بیماری درسال 1003 . ق سلسله سادات مرعشی (مرحله دوم)منقرض شد و بعد ازین مازندران زیر نظر مستقیم استانداران صفوی و همگام با دیگر نواحی تحت لوای حکومت مرکزی قرار گرفت و از حالت ملوک الطوایفی خارج شد. سنت حسنه برف چال يكي از آداب و رسوم بجاي مانده از گذشتگان در خطه سبز شمال كشور سنت حسنه برف چال است كه مردم برف را در چاه سر پوشيده اي ذخيره مي كنند و اين چاه در 90 كيلومتري شهر آمل ( بخش لاريجان ) در ضلع جنوبي قله سترگ دماوند قرار دارد . برف چال نوعي مخزن برف سر پوشيده است كه عمق آن از سطح زمين حدود 7 متر و دهانه آن حدود 4 متر مي باشد ديواره اين مخزن از سنگ چيده گرديده و سقف آن با چوب و گل پوشيده شده و در سالهاي اخير روي آن را بتن داده اند و براي برداشت برف در قسمت پائين دست چاه تونلي حفر شده كه ضمن برداشت برف مي توان به كف چاه دسترسي پيدا كرد . منشاء سنت برف چال را بايد يك رويكرد زيست محيطي و معيشتي دانست منبع اصلي اين عملكرد در ارتباط با شرايطي است كه دامداران اين گروه در روستاي اسك در مرتع اسك وش به دنبال كندن چاله اي براي ذخيره كردن برف براي استفاده در تابستان بودند اما رويكرد منسكي و رسمي آن را بايد به باني اين رسم يعني سيد حسن ولي نسبت داد . اگر چه رسم برف چال با يك رويكرد معيشتي اقتصادي شروع مي شود ء اما پيوند آن به يك رسم را بايد از دير باز به انديشه ها و باورهاي مذهبي به معني وسيع آن آميخته دانست به خاطر همين هر بار توانسته با شرايط هر عصري همخواني يابد به خصوص كه امروزه علاوه بر كاركرد اقتصادي و مذهبي با كاركرد هاي اجتماعي و هويتي همراه شده است . از گذشته مراسم برف چال هر ساله در يكي ازروزهاي نيمه اول با نيمه دوم ارديبهشت برگزار مي شد و روز جمعه به خاطر مناسب بودن آن به لحاظ مذهبي وشغلي اجرامي شد. نوروزخوانی از عمده ترين آيين هايي كه همراه با موسيقي خاص خود هنوز هم بصورت كمرنگي در نواحي مختلف كوهستاني ، كوهپايه يي و جلگه يي البرز رواج دارد بايد از نوروزخواني ياد كرد . مازندران پيوسته يكي از مراكز پر رونق ‹‹ نوروزخواني ›› بوده است . در اين رابطه علاوه بر نوروزخوانان مازندراني ، تعداد قابل توجه اي از نوروزخوانان كومش و طالقان وظيفه اجراي آنرا در اين منطقه برعهده داشته اند .همه ساله قبل از فرا رسيدن نوروز ، تعداد بيشماري از نوروزخوانان همراه با يك همخوان كه به اصطلاح محلي آنها را ‹ پيوري كر › piyurikar ) ( يا ‹ په خون › ( (pekunkمي گويند . كليه روستاها و آباديهاي كوهستاني و جلگه يي را زير پا گذاشته و ضمن توقف در مقابل يكايك منازل به اجراي نوروزخواني مي پرداختند .حضور نوروز خوانان در روستاها و آباديها به منزله فرا رسيدن بهار و بشارت نوروز بوده است . از همين رو مردم ضمن استقبال گرم از نوروز خوانان ، انعام قابل توجه اي را تقديم آنان مي داشته اند . كارنوروزخوانان معمولا از دوازدهم اسفند آغاز و تا يك روز قبل از تحويل سال نو ادامه مـي يافت . با اين حال برخـي از نوروز خوانان چند روز اول سال نو نيز به كارشان ادامه مي دادند .كار نـوروز خوانـان از نظر اوقـات شبانـه روز نيز متفـاوت بوده است . اگـر چـه نوروز خوانان مازندراني طبق سنتهاي نياكان خويش كار خود را بامدادان آغاز و غروب هنگام به پايان مي رساندند . ولي در برخي نواحي كار نوروزخوان تا پاسي از شب ادامه مي يافت . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه, آبان 24, 1387ساعت 02:40 قبلازظهر توسط بابلسر 110
نظرات(0) - ارسال نظر - )دنبالک ها0( - لینک مطلب
|
||